با یک رباعی سال جدید را شروع میکنم :
رفتی و بدون من تو تاق افتادی
در کنج غم انگیز اتاق افتادی
من خوبترین حادثه را رد کردم
چون برای من تو اتفاق افتادی
|
با یک رباعی سال جدید را شروع میکنم : رفتی و بدون من تو تاق افتادی در کنج غم انگیز اتاق افتادی من خوبترین حادثه را رد کردم چون برای من تو اتفاق افتادی
|+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 و ساعت 16:31
آري ،آري زندگي زيباست؛ زندگي آتشگهي ديرنده پا برجاست؛ گر بيفروزيش ، رقص شعله هايش درهركران پيداست ورنه خاموش است و خاموشي گناه ماست ...(سياوش كسرايي)
|+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت 9:9 تصاوير مجلس بزرگداشت خانم سيمين بهبهاني
براي شنيدن صداي شاعر به پنچره پايين برويد: |+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 15:46 خزان به لطف تو، چشم و چراغ تقويم است كه ديدن تو در اين فصل اتفاق افتاد (استاد مرحوم حسين منزوي)
|+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 12:4
غزل های منزوی بی تردید یکی از فصول درخشان تغزل و شعر عاشقانه ی فارسی ست و او بی تردید از قله های غزل فارسی و غزل معاصر به شمار می آید :
غزل "نام من عشق است،آيا مي شناسيدم؟(با صداي شاعر) |+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت 14:12
غروب جمعه بي تو دلگيرشد يك شبه عاشقت به پات پيرشد
بي تو غزل رنگ نبودن گرفت شعرزمين خورد و زمين گير شد چشم من و چشم عسل ريزتو آينه در آينه تكثير شد..... بي تو نفس كشيدنم را ببخش مرگ من از دوري تو ديرشد تو رفتي و پشت سرت خيس شد "سفربه خير" با گريه تحريرشد |+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 19:0 ![]() -----------------------------------------------------
(هي مترسك كلاه را بردار!)
-----------------------------------------------------
قطره قطره اگر چه آب شديم
ابر بوديم و آفتاب شديم ساخت ما را همو كه مي پنداشت به يكي جرعه اش خراب شديم هي مترسك كلاه را بردار ما كلاغان دگر عقاب شديم ما از آن سودن و نياسودن سنگ زيرين آسياب شديم گوش كن ما خروش و خشم تو را همچنان كوه بازتاب شديم اينك اين تو كه چهره مي پوشي اينك اين ما كه بي نقاب شديم ما كه اي زندگي به خاموشي هر سوال تو را جواب شديم ديگر از جان ما چه مي خواهي ؟ ما كه با مرگ بي حساب شديم |+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 18:28
آن شب كه به من شراب دادي ساقي انديشهء شعر ناب دادي ساقي
روزي كه مرا به غم سپردي ديدم چه دسته گلي به آب دادي ساقي!! (حميدپورزاهد)
|+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 17:38 نقطه نظراستاد بهمني درحوزه غزلسرايي
محمدعلي بهمني گفت: براي غزل دلواپسي ندارم؛ زيرا اين قالب تمامشدني نيست و بايدها و نبايدهاي روزگار خود را در خود ميگيرد. اين شاعر غزلسرا، همچنين درباره تاثير نيما در غزل معاصر، تاثيرگذاران غزل امروز، غزل پستمدرن و... سخن گفت. به باور وي، غزل بعد از نيما نميتوانسته از او تاثير نگرفته باشد و كسي كه امروز در حيطهي غزل كار ميكند، ظرف غزلش را از رودخانه نيما پر كرده و تشنگي را از اين رود برطرف ميكند. خود من هم كه بارها گفتهام در جسمم همه غزل و روحم همه نيمايي است. شايد بتوان گفت خودم اولين بار نام غزل نيمايي را بهكار بردم و فراتر از اين هم معتقدم ساليان سال غزل بعد از نيما از اين شاعر متاثر است و حتا در حوزههاي هنري نيز نوع نگاه، زاويه ديد و انديشه او حضور دارد. شاعر "گاهي دلم براي خودم تنگ ميشود" با ياد كردن از حسين منزوي بهعنوان شاعري كه بعد از نيستاني از اين پل عبور كرد، متذكر شد: منزوي جزو اولين كساني بود كه نه تنها از اين پل عبور كرد، بلكه روي اين پل رقص و سماع خاص خود را به نمايش گذاشت و اين منظره كافي است كه ديگران جذب عبور از اين پل شوند. خيليها نتوانستند به عبور از اين پل برسند و خيليها هم رفتند. نبايد خود را به اين جمع اضافه كنم، اما شوقم هميشه عبور از اين پل بوده است. سرآينده "شاعر شنيدني است" با اشاره به كساني كه در عرصه غزل تلاشي كردند و نامي از آنان باقي نماند، معتقد است: تلاش اين عده قابل اهميت است و اگر نتوانستند به مقصد برسند، مقوله ديگري است كه زمانه قضاوت خواهد كرد. |+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 16:47
چشم من از چشم تو درخواب شد چشم تودرچشم دلم قاب شد اسم تورا بردم و بي اختيار دهان من خيس و پرازآب شد! مطابق منطق معمول عشق: عاشق دلريخته ناياب شد! عاشق دلريخته ات تاابد: درهيجان،درتب و در تاب شد سهم پلنگ دل من،ماه من! پنجه زدن بررخ مهتاب شد گرچه دل شاعر توآب رفت! حاصل آن بك غزل ناب شد! (حمیدرضا محمدی)
|+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 16:2
براي گوش دادن به صداي اين شاعر "با بغض گره خورده : به آدرس ذيل مراجعه فرماييد:
http://shamlu.com/odyssey/ayeneh/ |+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 14:29
مثل يك شعبده باز، از غزلم نور در آوردم نور !!
وهرآنكس كه غزلهاي مرانورنديد،چشمش كور برسرسفرهء هرشبزده،يك لقمه غزل كافي نيست من به حلق همهء شبزده ها،نورچكاندم با زور (حمیدرضا محمدی)
|+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در پنجشنبه دهم اسفند 1385 و ساعت 15:11 به نرمی برف می بارد (شاعر اثر:یوسف فرجی) |+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در پنجشنبه دهم اسفند 1385 و ساعت 14:43 ببين براي تو اي ميوه گس نارس! چقدر دل نگرانم چقدردلواپس !!!
|+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در پنجشنبه دهم اسفند 1385 و ساعت 14:26
|+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 19:1 تورفتی و پشت سرت خیس شد!تورفتی و پشت سرت خیس شد!تورفتی و پشت سرت خیس شد!تورفتی و پشت سرت خیس شد!تورفتی و پشت سرت خیس شد!تورفتی و پشت سرت خیس شد!|+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 17:44 در روزهاي آغازين شروع به كار اين وبلاگ،جادارد يادي كنيم از پرچمداروآبروي غزل معاصر ايران"مرحوم استاد حسين منزوي" با غزلي به نام : "گل شيپوري"
|+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 15:49 ((اعلام تولد وبلاگ شخصي ))
باسلام خدمت مخاطبان وخوانندگان محترم وبلاگ ني ناله،مديريت اين سايت اعلام ميكند كه با اشعاروترانه ها و عكسها و آهنگهاي ناب و بيادماندني لحظاتي را مهمان شما هنردوستان گرامي خواهدبود. ضمنا تولد اين سايت را به همسر خوب و فداكارم عاطفه جانم تبريك ميگويم.
|+|
نوشته شده توسط حميد رضا محمدي در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 14:48 |
|